|
خــمـــوش
|
[سلام....]
چگونه میتوانند وقتی من نمیتوانم!!چگونه میروی و من را به یاد نمی آوری!!چگونه نگاهت میکنند!!چگونه نگاهشان میکنی!!یادم نمی افتی؟!
چگونه دارند تورا وقتی من ندارمت!!عذاب وجدان نمیگیری؟!این همه،این همممه ندارمت اما کنار آنهایی!!خوبند؟!
آری خوبند!!
مقصر نیستی،اما آنها هم مانند من هستند؟!راستش را بگو!!وقتی میبینی آنها را یاد من میوفتی؟!گفته بودم کسی نمیتواند جای من باشد!!نگفته بودم؟؟
گفتی اگه کسی بیاد چی؟چیکار کنم؟گفتم میمیرم!!بگو بگو کسی آمده؟!شبیه من جون داده یا نه خیلی راحت؟!بگو با حال بدم چه کنم!!بگو با دلتنگیم چه کنم!!بگو با عشقم چه کنم!!بگو وقتی دیدمت از کدام غم بگویم از کدام درد بگویم!!از روزها و شبهایی که بی تو سپری شد،از دردهایی که زخم عمیقی شده!!چه بگویم؟!
چرا من بی تو بمونم!!نمیدونم نمیتونم!!نمیتونم نمیتووونم....وقتی همه چی باتو خوبه!وقتی همه حالم خوبه....